تبلیغات اینترنتیclose
( پيغام ماهي ها) رفته بودم سر حوض ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


پيغام ماهي ها

*

رفته بودم سر حوض 
تا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ، 

آب در حوض نبود . 
ماهيان مي گفتند: « هيچ تقصير درختان نيست.» 
ظهر دم كرده تابستان بود ، 
پسر روشن آب ، لب پاشويه نشست 
و عقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد كه برد. 

به درك راه نبرديم به اكسيژن آب‌. 
برق از پولك ما رفت كه رفت‌. 
ولي آن نور درشت ، 
عكس آن ميخك قرمز در آب 
كه اگر باد مي آمد دل او ، پشت چين هاي تغافل مي زد، 
چشم ما بود. 
روزني بود به اقرار بهشت‌. 

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي ، همت كن 
و بگو ماهي ها ، حوضشان بي آب است‌. 

باد مي رفت به سر وقت چنار. 
من به سر وقت خدا مي رفتم‌. 

 
سهراب سپهری

برچسب ها : ( پيغام ماهي ها) رفته بودم سر حوض ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفترحجم سبزصفحه اول , | بازديد : 36