تبلیغات اینترنتیclose
( آفتابي ) صداي آب مي آيد ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


آفتابي
*
صداي آب مي آيد ، مگر در نهر تنهايي چه مي شويند؟ 
لباس لحظه ها پاك است‌. 

ميان آفتاب هشتم دي ماه 
طنين برف ، نخ هاي تماشا ، چكه هاي وقت‌. 
طراوت روي آجرهاست‌، روي استخوان روز. 
چه مي خواهيم؟ 
بخار فصل گرد واوه هاي ماست‌. 
دهان گلخانه فكر است‌. 

سفرهايي ترا در كوچه هاشان خواب مي بينند. 
ترا در قريه هاي دور مرغاني بهم تبريك مي گويند. 

چرا مردم نمي دانند 
كه لادن اتفاقي نيست ، 
نمي دانند در چشمان دم جنبانك امروز برق آبهاي شط 
ديروز است؟ 
چرا مردم نمي دانند 
كه در گل هاي نا ممكن هوا سرد است؟ 


سهراب سپهری

برچسب ها : ( آفتابي ) صداي آب مي آيد ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفترحجم سبزصفحه دوم, | بازديد : 38