تبلیغات اینترنتیclose
(اينجا هميشه تيه ) ظهر بود. ابتداي خدا بود. ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


اينجا هميشه تيه
*

ظهر بود. 
ابتداي خدا بود. 
ريگ زار عفيف 
گوش مي كرد، 
حرف هاي اساطيري آب را مي شنيد. 
آب مثل نگاهي به ابعاد ادراك‌. 
لكلك 
مثل يك اتفاق سفيد 
بر لب بركه بود. 
حجم مرغوب خود را 
در تماشاي تجريد مي شست‌. 
چشم 
وارد فرصت آب مي شد. 
طعم پاك اشارات 
روي ذوق نمك زار از ياد مي رفت‌. 

باغ سبز تقرب 
تا كجاي كوير 
صورت ناب يك خواب شيرين؟ 

اي شبيه 
مكث زيبا 

در حريم علف هاي قربت ! 
در چه سمت تماشا 
هيچ خوشرنگ 
سايه خواهد زد؟ 
كي انسان 
مثل آواز ايثار 
در كلام فضا كشف خواهد شد؟ 

اي شروع لطيف‌! 
جاي الفاظ مجذوب ، خالي ! 

 

 

سهراب سپهری

برچسب ها : (اينجا هميشه تيه ) ظهر بود. ابتداي خدا بود. ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفتر ماهیچ،مانگاه صفحه دوم, | بازديد : 270