تبلیغات اینترنتیclose
( دريا و مرد )تنها ، و روي ساحل‌، (سهراب سپهری)
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


دريا و مرد
*
تنها ، و روي ساحل‌، 
مردي به راه مي گذرد. 

نزديك پاي او 
دريا، همه صدا. 
شب‌، گيج در تلاطم امواج‌. 
باد هراس پيكر 
رو مي كند به ساحل و در چشم هاي مرد 
نقش خاطر را پر رنگ مي كند. 
انگار 
هي ميزند كه :مرد! كجا مي روي ، كجا؟ 
و مرد مي رود به ره خويش‌. 
و باد سرگران 
هي ميزند دوباره‌: كجا مي روي ؟ 
و مرد مي رود. 
و باد همچنان‌
 
امواج ، بي امان‌، 
از راه ميرسند 
لبريز از غرور تهاجم‌. 
موجي پر از نهيب 
ره مي كشد به ساحل و مي بلعد 
يك سايه را كه برده شب از پيكرش شكيب‌. 

دريا، همه صدا. 
شب‌، گيج در تلاطم امواج‌. 
باد هراس پيكر 
رو مي كند به ساحل و ...

 


سهراب سپهري

برچسب ها : ( دريا و مرد )تنها ، و روي ساحل‌، (سهراب سپهری),

موضوع : مرگ رنگ صفحه دوم, | بازديد : 478