تبلیغات اینترنتیclose
( لولوي شيشه ها)در اين اتاق تهي پيكر (سهراب سپهری)
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


لولوي شيشه ها
*

در اين اتاق تهي پيكر 
انسان مه آلود !

نگاهت به حلقه كدام در آويخته ؟ 

درها بسته 
و كليدشان در تاريكي دور شد. 
نسيم از ديوارها مي تراود: 
گل هاي قالي مي لرزد. 
ابرها در افق رنگارنگ پرده پر مي زنند. 
باران ستاره اتاقت را پر كرد 
و تو در تاريكي گم شده اي 
انسان مه آلود!

پاهاي صندلي كهنه ات در پاشويه فرو رفته . 
درخت بيد از خاك بسترت روييده 
و خود را در حوض كاشي مي جويد. 
تصويري به شاخه بيد آويخته : 
كودكي كه چشمانش خاموشي ترا دارد، 
گويي ترا مي نگرد 
و تو از ميان هزاران نقش تهي 

گويي مرا مي نگري 
انسان مه آلود!

ترا در همه شب هاي تنهايي 
توي همه شيشه ها ديده ام‌. 
مادر مرا مي ترساند: 
لولو پشت شيشه هاست‌! 
و من توي شيشه ها ترا ميديدم‌. 
لولوي سرگردان ! 
پيش آ، 
بيا در سايه هامان بخزيم . 
درها بسته 
و كليدشان در تاريكي دور شد. 
بگذار پنجره را به رويت بگشايم‌. 

انسان مه آلود از روي حوض كاشي گذشت 
و گريان سويم پريد. 
شيشه پنجره شكست و فرو ريخت‌: 

لولوي شيشه ها 
شيشه عمرش شكسته بود.

 

سهراب سپهري

برچسب ها : ( لولوي شيشه ها)در اين اتاق تهي پيكر (سهراب سپهری),

موضوع : زندگي خواب هاصفحه اول, | بازديد : 768