تبلیغات اینترنتیclose
( ميوه تاريك )باغ باران خورده مي نوشيد نور(سهراب سپهری)
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 1 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


ميوه تاريك
*
باغ باران خورده مي نوشيد نور . 
لرزشي در سبزه هاي تر دويد: 

او به باغ آمد ، درونش تابناك ، 
سايه اش در زير و بم ها ناپديد. 

شاخه خم مي شد به راهش مست بار ، 
او فراتر از جهان برگ و بر. 
باغ ، سرشار از تراوش هاي سبز، 
او ، درونش سبز تر ، سرشارتر. 

در سر راهش درختي جان گرفت 
ميوه اش همزاد همرنگ هراس‌. 
پرتويي افتاد در پنهان او : 
ديده بود آن را به خوابي ناشناس‌. 

در جنون چيدن از خود دور شد. 
دست او لرزيد ، ترسيد از درخت‌. 
شور چيدن ترس را از ريشه كند: 
دست آمد ، ميوه را چيد از درخت‌.


سهراب سپهری

برچسب ها : ( ميوه تاريك )باغ باران خورده مي نوشيد نور(سهراب سپهری),

موضوع : دفتر آوار آفتاب صفحه دوم, | بازديد : 518