تبلیغات اینترنتیclose
(دروگران پگاه( پنجره را به پهناي جهان (سهراب سپهری)
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |



 

دروگران پگاه
*
پنجره را به پهناي جهان مي گشايم‌: 
جاده تهي است‌. درخت گرانبار شب است‌. 

ساقه نمي لرزد، آب از رفتن خسته است : تو نيستي ، نوسان 
نيست‌. 
تو نيستي‌، و تپيدن گردابي است‌. 
تو نيستي ، و غريو رودها گويا نيست‌، و دره ها ناخواناست‌. 
مي آيي‌: شب از چهره ها برمي خيزد، راز از هستي مي پرد. 
مي روي‌: چمن تاريك مي شود، جوشش چشمه مي شكند. 
چشمانت را مي بندي : ابهام به علف مي پيچد. 
سيماي تو مي وزد، و آب بيدار مي شود. 
مي گذري ، و آيينه نفس مي كشد. 
جاده تهي است‌. تو باز نخواهي گشت ، و چشمم به راه تو 
نيست‌. 
پگاه ، دروگران از جاده روبرو سر مي رسند: رسيدگي خوشه هايم را به رويا ديده اند.


سهراب سپهری

برچسب ها : (دروگران پگاه( پنجره را به پهناي جهان (سهراب سپهری),

موضوع : دفتر آوار آفتاب صفحه دوم, | بازديد : 30