تبلیغات اینترنتیclose
(اي همه سيماها )در سراي ما زمزمه اي ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


اي همه سيماها
*
در سراي ما زمزمه اي ، در كوچه ما آوازي نيست‌. 
شب‌، گلدان پنجره ما را ربوده است‌. 

پرده ما ، در وحشت نوسان خشكيده است‌. 
اينجا، اي همه لب ها ! لبخندي ابهام جهان را پهنا مي دهد. 
پرتو فانوس ما ، در نيمه راه ، ميان ما و شب هستي مرده 
است‌. 
ستون هاي مهتابي ما را ، پيچك انديشه فرو بلعيده است‌. 
اينجا نقش گليمي ، و آنجا نرده اي ، ما را از آستانه ما 
بدر برده است‌. 
اي همه هشياران ! بر چه باغي در نگشوديم ، كه عطر فريبي 
به تالار نهفته ما نريخت ؟ 
اي همه كودكي ها ! بر چه سبزه اي ندويويم‌، كه شبنم 
اندوهي بر ما نفشاند ؟ 
غبار آلوده راهي از فسانه به خورشيديم‌. 
اي همه خستگان ! در كجا شهپر ما ، از سبكبالي پروانه 
نشان خواهد گرفت ؟ 
ستاره زهر از چاه افق بر آمد. 
كنار نرده مهتابي ما ، كودكي بر پرتگاه وزش ها مي گريد. 
در چه دياري آيا ، اشك ما در مرز ديگر مهتابي خواهد 
چكيد؟ 
اي همه سيماها ! در خورشيدي ديگر، خورشيدي ديگر.


 سهراب سپهری 

برچسب ها : (اي همه سيماها )در سراي ما زمزمه اي ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفتر آوار آفتاب صفحه سوم, | بازديد : 114