تبلیغات اینترنتیclose
( شكپوي) بر آبي چين افتاد ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


شكپوي
*
بر آبي چين افتاد ،سيبي به زمين افتاد. 
گامي ماند. زنجره خواند. 


همهمه اي : خنديد. بزمي بود، برچيدند. 
خوابي از چشمي بالا رفت‌. اين رهرو تنها رفت،بي ما 
رفت‌. 
رشته گسست‌: من پيچم‌، من تابم‌. كوزه شكست‌: من آبم‌. 
اين سنگ، پیوندش با من كو ؟ آن زنبور ، پروازش تا من 
كو؟ 
نقشي پيدا آيينه كجا؟ اين لبخند، لب ها كو؟ موج آمد،
دريا كو؟ 
مي بويم‌، بو آمد. از هر سو، هاي آمد، هو آمد. من رفتم‌، 
«او» آمد، «او» آمد. 

 

 سهراب سپهری 

برچسب ها : ( شكپوي) بر آبي چين افتاد ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفترشرق اندوه صفحه اول, | بازديد : 32