تبلیغات اینترنتیclose
(پاراه ) نه تو مي پايي‌، و نه كوه‌ ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


پاراه
*
نه تو مي پايي‌، و نه كوه‌. ميوه اين باغ‌: اندوه‌، اندوه‌. 
گل بتراود غم‌، تشنه سبويي تو. افتد گل‌، بويي تو. 


اين پيچك شوق ، آبش ده‌، سيرابش كن‌. آن كودك ترس‌، 
قصه بخوان‌، خوابش كن‌. 
اين لاله هوش ، از ساقه بچين‌. پرپر شد، بشود. چشم خدا 
تر شد ، بشود. 
و خدا از تو نه بالاتر. ني ، تنهاتر ، تنهاتر. 
بالاها، پستي ها يكسان بين‌. پيدا نه‌، پنهان بين‌. 
بالي نيست‌، آيت پروازي هست‌. كس نيست ، رشته آوازي 
هست‌. 
پژواكي : رويايي پر زد رفت‌. شلپويي‌: رازي بود، در زد و 
رفت‌. 
انديشه : كاهي بود، در آخور ما كردند. تنهايي‌: آبشخور ما 
كردند. 
اين آب روان ، ما ساده تريم‌. اين سايه‌، افتاده تريم‌. 
نه تو مي پايي‌، و نه من‌، ديده تر بگشا. مرگ آمد، در 
بگشا. 

 

 

 سهراب سپهری 

برچسب ها : (پاراه ) نه تو مي پايي‌، و نه كوه‌ ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفترشرق اندوه صفحه اول, | بازديد : 28