تبلیغات اینترنتیclose
(و شكستم ، و دويدم ، و فتادم ) ( سهراب سپهری )
پیچک ( سهراب سپهری )
شعر و ادب معاصر پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی |


و شكستم ، و دويدم ، و فتادم
*

درها به طنين هاي تو وا كردم‌. 
هر تكه نگاهم را جايي افكندم‌، پر كردم هستي ز نگاه . 

بر لب مردابي ، پاره لبخند تو بر روي لجن ديدم‌،

رفتم به نماز. 
در بن خاري ، ياد تو پنهان بود، برچيدم‌

، پاشيدم به جهان‌. 
بر سيم درختان زدم آهنگ ز خود روييدن‌،

و به خود گستردن‌. 
و شياريدم شب يكدست نيايش‌، افشاندم دانه راز. 
و شكستم آويز فريب‌. 
و دويدم تا هيچ . و دويدم تا چهره مرگ ،

تا هسته هوش‌. 
و فتادم بر صخره درد. از شبنم ديدار تو تر شد انگشتم‌، 
لرزيدم‌. 
وزشي مي رفت از دامنه اي ، گامي همره او رفتم‌. 
ته تاريكي ، تكه خورشيدي ديدم‌، خوردم‌، و ز خود رفتم‌، 
و رها بودم‌.


سهراب سپهری

برچسب ها : (و شكستم ، و دويدم ، و فتادم ) ( سهراب سپهری ),

موضوع : دفترشرق اندوه صفحه دوم, | بازديد : 38